پـاریـــس بـرلـــــــیـان

مـــــــن در ایـنـســــتـاگــــــرام parisbereliyan

وقتی برلیان اداره بود!

 

کله جوشی که در پست قبل دیدین رو شب قبلش پخته بودم برای ناهار فردا،که از صبحش تا ظهر اداره بودم...

ساعت یک ظهر بود که آقای همسر اس دادن عزیزم دلم تنگ شده مرخصی ساعتی بگیر بیا زودتر!!!!

گفتم یه کم کار دارم ولی نیم ساعت،یه ربع زودتر میام...خلاصه زودتر رفتم دیدم همسری اومده توی کوچه ی بالایی استقبالم؟!یه کم عجیب بود رفتارش؟!!! در خونه که رسیدیم گفت:گلم برو خونه منم زودی میام میرم نون بگیرم،گفتم یه چندتایی نون داریم...گفت:زودی میام،غذا هم دیگه فکر کنم گرم شده برو ببین!!!!....چشمتون روز بد نبینه،غذا رو با حرارت تند گرم کرده بود ته گرفته بود و نزدیک سوختن بوده که خاموشش کرده بود...خوشبختانه کامل نسوخته بود فقط کمی تیره شده بود...آقاهی که اومد خندیدم و گفتم پس غذا رو سوزوندی که استرس داشتی زودی بیام؟عیبی نداره فقط غذاهایی که کشک دارن رو اولا قبل از گرم کردن کمی با آب رقیق کن بعدش هم حرارت رو کم کن....

اینم یه تجربه برای آقایون وهم اینکه دلیل خنده کلبه ی ما!!!!خلاصه ما که نفهمیدم اینی که خوردیم طعم واقعی داشت یا نه آخه برا ما کمی سوخته بود با این حال من که خوشم اومد اگه عزیز دلم خرابکاری نمی کرد دیگه  چه میشدخیال باطل

 

+ نوشته شده در شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ توسط bereliyan نظرات () ]